
پروردگارا ..
به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم
دليري ده تا تغيير دهم آنچه را كه مي توانم تغيير دهم
بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم
مرا فهم ده تا متوقع نباش، دنيا و مردم آن مطابق ميل من
رفتار كنند.......

راه اقيانوس از كجاست ؟ روح انسان چگونه راه بازگشت به مبداء خود را بيابد؟
عاشقي نزد معشوق خود رفت در زد. معشوق پرسيد چه كسي است كه در را مي كوبد؟ عاشق گفت: من. معشوق نوميدانه گفت: بازگرد. زمان مناسبي نيست. اينجا جايي براي انسانهاي خام نيست. و در را نگشود. پس از سالها عاشق بازگشت و دوباره در زد. معشوق پرسيد: چه كسي است كه در را مي كوبد؟ اين بار عاشق گفت: تو . تويي كه در مي كوبي. معشوق در را گشود و گفت در اين خانه اتاقي براي من وجود ندارد. داخل شو. آری براي پيوستن به معشوق بايد ترك خود كرد. اين خود منبع خود خواهي و خودپرستي است. كسي كه وجودش بر گرد خود مي چرخد، همه چيز را براي سود خويش مي خواهد. مرزها و محدوديتها عامل جدايي است. خود متمايز كننده شخص از ديگران است. پس خود مرزي است بين ما و ديگران.